تبليغاتX
Softwaring

Softwaring

Software Engineering, Process and Management

تبعیض در استرالیا!

لینک زیر حاوی مطالعه جالبی است توسط Andrew Leigh  استاد دانشگاه ایالتی استرالیا در مورد وجود تبعیض نسبت به استخدام افراد با نامهای آنگلوساکسون٬ چینی٬ ایتالیایی و خاورمیانه ای در سه شهر بزرگ استرالیا.

برای مشاهده این مطلب اینجا را کلیک کنید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 18:22  توسط علی نوبر  | 

ویکی چیست؟

در ویدئوی کوتاه زیر نحوه عملکرد ویکی (Wiki) و استفاده آن در جهت بهبود همکاری میان افراد یک تیم (Collaboration) به شکلی ساده و جذاب شرح داده شده است:

http://www.commoncraft.com/video-wikis-plain-english

+ نوشته شده در  جمعه 22 خرداد1388ساعت 18:12  توسط علی نوبر  | 

فرهنگ!

تعریف شما از فرهنگ چیست؟

یک روز میان هفته صبح برای کار از منزل خارج می شوید. اگر با اتومبیل شخصی سر کار بروید بارها شاهد عدم رعایت حق تقدم خواهید بود. مسافرکش های بی محابا مرتب به صورت مارپیج از اطراف وارد مسیر شما می شوند و ...

در صورتی که با وسایط نقلیه عمومی تردد می کنید هم که داستان خودش را دارد! از عدم رعایت نوبت برای سوار شدن به تاکسی (خصوصا روزهای بارانی و برفی) تا مشاجرات متعدد و ...

بسیار پیش می آمد که با خودم فکر می کردم چرا مردم تا این حد بی فرهنگ هستند (یا شده اند!).

اما فرهنگ را چه چیزی می سازد؟ اصلا تعریف فرهنگ چیست؟

قصد ندارم وارد جزئیات و واژه شناسی شوم (که تخصصی هم در این زمینه ندارم) اما می خواهم صرفا مشاهدات خود را بیان کنم.

به عنوان شخصی که از تهران شلوغ پا به به سیدنی گذاشته است، یکی از اولین تفاوت های قابل لمس آرامش مردم است. همه مردم به هم لبخد می زنند و در صف اتوبوس نوبت را رعایت می کنند و جلوی یکدیگر نمی پیچند. تصور می شود که تفاوت در فرهنگ است! خب لابد آدمها اینجا با فرهنگ تر هستند!

تا اینکه چندی پیش (در واقع در اولین روز کاری) در ساعت اوج ترافیک روانه محل کار شدم. سیدنی شهر بزرگی است که مانند تهران و خیلی از دیگر کلان شهرهای دنیا صبح ها مردم زیادی به مرکز شهر سرازیر می شوند و عصرها باز می گردند. در واقع تا به آن روز پیش نیامده بود که در ساعات اولیه صبح به مرکز شهر بروم.

حدود ساعت ۸ صبح سوار اتوبوس شدم تا خود را پیش از ۹ به محل کار برسانم. ترافیک سنگین بود و اتومبیل ها زنجیروار در بزرگراه. حدود ۲۰ دقیقه تقریبا در یک محل ساکن بودیم که کم کم نشانه های بی فرهنگی بروز کرد! رانندگان محترم روزها و ساعات پیش اقدام به خروج از خط خود می کردند تا زودتر از ترافیک خارج شوند (البته به گرد پای تخلفات برادرهای مسافرکش خودمان نمی رسیدند اما خب دیگر خیلی مثل سابق با فرهنگ رفتار نمی کردند!). عصر همان روز هم مشاهده شد که هنگام رسیدن اتوبوس مردم کمی از قبل بی فرهنگ تر (!) شده و برای اینکه جای نشستن داشته باشند از برادران و خواهران دیگر پیشی می گرفتند.

همین مردم در روزها و ساعات دیگر که بزرگراهها خلوت تر است، در اتوبوس ها جای زیادی برای نشستن وجود دارد و هوا بهتر است به هم لبخند می زنند و نوبت را رعایت می کنند و ...

به نظر شما محیط و شرایط به چه میزان بر آنچه به آن فرهنگ می گوییم تاثیر دارد؟

+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 19:55  توسط علی نوبر  | 

نتیجه یک ماه...

سرانجام بعد گذشت ۱ ماه از آغاز اقدام برای جلب نظر کارفرمایان محترم (!) کار مورد نظر پیدا شد.

به گفته کارفرمای محترم کار مزبور نیم طراحی و برنامه نویسی ( به قول خودشان Hands-On)  و نیم ارتباط با مشتری و هدایت تیم (Hands-Off) است. جالب اینجاست که علیرغم تجربه کاری بنده در Net. زبان برنامه سازی تیم Java است (البته زیاد هم بی علاقه نبودم!)

به هر صورت اولین تجربه کاری در نیمکره جنوبی است!

شاید ارقام زیر برایتان جالب باشد:

تعداد رزومه ارسال شده: ۱۳۹

تعداد مصاحبه با بنگاه های کاریابی: ۵

تعداد مصاحبه با شرکت ها: ۸

اگر تصور می کنید که ۱۳۹ رزومه رقم زیادی است به گفته دوستان در شرایط نامناسب اقتصادی کنونی شانس با من یار بوده است.

اینجا معنی واقعی رقابت حس می شود. یادم است که در شرکتی که در ایران مشغول بودم هنگامی که برای استخدام آگهی داده می شد حداکثر ۱۰ تا ۱۵ نفر رزومه ارسال می کردند. در سیدنی برای یک آگهی استخدام برنامه نویس دستکم ۶۰ روزمه ارسال می شود (یکی از بنگاه های کاریابی در حین مصاحبه می گفت برای شغلی که من برای آن رزومه ارسال کرده ام ۱۵۰ رزومه دیگر دریافت شده است).

در نوشته های آتی در مورد آرایش تیم و جزئیات کار خواهم نوشت.  

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 15:25  توسط علی نوبر  | 

سرویس شناسایی صدا

امروز به مورد جالبی برخورد کردم:

برای فعال سازی سرویس نمایش شماره تلفن همراه - Caller ID با شرکت سرویس دهنده تماس گرفتم. مانند بسیاری از شرکتها ابتدا مرکز پیام اتوماتیک شروع به صحبت کرد. پس از خوشامد گویی سوال کرد که چه سرویسی را درخواست دارید؟ ابتدا کمی تعجب کردم اما پس از کمی مکث منشی اتوماتیک دوباره درخواست کرد که سرویس مورد نظر خود را بازگو کنم. فکر کردم که شاید صدای من ضبط شده و توسط اپراتور انسانی به فرد مورد نظر وصل خواهم شد. اما با کمال تعجب جملات من تشخیص داده شد و سرویس مورد نظر من توسط منشی اتوماتیک بازگو گردید! پس از آن شماره تلفن همراه من را درخواست کرد که پس از خوانده شدن شماره تلفن توسط من منشی آنرا به درستی تکرار کرد و از من درخواست تایید شماره تلفن را نمود که پس از گفتن بلی (البته همه به زبان شیرین انگلیسی) به طور اتوماتیک به بخش فنی مربوطه متصل شدم.

جالب اینجاست که تکنولوژی تشخیص صدای این شرکت به قدری هوشمند و دقیق عمل می کند که کلیه کلمات و حتی جملات به هم پیوسته من را که قطعا با لهجه ای متفاوت از لهجه صحیح انگلیسی ادا می شود به درستی تشخیص داده و حتی یک بار هم اشتباه نکرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 5:22  توسط علی نوبر  | 

سیدنی شناسی (2)

حقایقی در مورد شهر سیدنی:

۱. تقریبا غیر ممکن است که از منزل حتی برای دقایقی خارج شوید و چند فرد بالای ۷۰ سال نبینید. جالب این است که بسیاری از این افراد ملبس به لباس ورزشی در حال دویدن هستند!

۲.  بسیاری از مردم از هر سن و نژاد در گوشه و کنار این شهر در حال مطالعه هستند. در هر مرکز خرید چند کتاب فروشی بسیار بزرگ وجود دارد و همیشه داخل آن شلوغ است. جالب است که حتی کنار دریا بسیاری افراد در حال مطالعه کتاب دلخواه خود هستند.

۳. شهر از ساعت ۶ صبح بیدارباش است! یاد دوره آموزشی خدمت سربازی می افتم.

۴. تقریبا کلیه فروشگاهها در ساعت ۵ عصر تعطیل می کنند! هماهنگی با این مساله برای ما که از ساعت ۵ بعد از ظهر تازه موتورمان روشن می شود مشکل به نظر می رسد. به گفته دوستان خوابیدن مردم شهر در ساعت ۹ تا ۱۰ شب امری عادی و روزمره است.

۵. شهر پر از طوطی و دیگر پرنده های زیبا است. اما از گربه زیاد خبری نیست!

۶. شهر به طرز شگفت انگیزی برای افراد ناتوان طراحی شده است. فردی مسن با واکر یا شخص ناتوانی با صندلی چرخدار می تواند به راحتی کیلومترها در شهر بدون مشکل تردد کند. حتی اتوبوس ها دارای قابلیت خواباندن فنر به سمت در ورودی خود هستند به طوری که خانم هایی که کالسکه کودک حمل می کنند و افراد دارای صندلی چرخدار بدون هیچ مشکلی سوار و پیاده شوند. حتی چراغ های عابرین پیاده در هنگام سبز شدن از خود صدایی منتشر می کنند که افراد نابینا متوجه سبز شدن چراغ گردند.

۷. این شهر هم متکدی دارد! تنها تفاوت این است که گداهای سیدنی کتبی فعالیت می کنند اما در تهران شفاهی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 20:2  توسط علی نوبر  | 

سیدنی شناسی (1)

حدود ۵  روز است که رسیده ایم. خستگی ها در رفت و در حال جستجو برای یافتن محل اقامت هستیم. جالب است بدانید که مردم اینجا صرفا به مرکز شهر "سیدنی" می گویند و کلیه محله های اطراف مرکز شهر خود دارای اسم و کد پستی مخصوص خود هستند. اما طبق تقسیمات جغرافیایی و سیاسی سیدنی بسیار گسترده تر از مرکز شهر است اما مشکل بتوان مرز مشخصی برای این شهر عریض و طویل در نظر گرفت. چیزی که مسلم است سیدنی دستکم چندین برابر تهران وسعت دارد. به نقل از ویکیپدیا مساحت تهران ۶۸۶ کیلومتر مربع و مساحت سیدنی ۱۲۱۴۴ کیلومتر مربع است!

از نظر دسترسی و هزینه وسایل نقلیه عمومی - به نظر من - تهران در وضعیت بهتری قرار دارد. اینجا از متروی زیر زمینی خبری نیست و گاهی برای رسیدن به ایستگاه اتوبوس یا قطار روزمینی(!) باید دقایق زیادی پیاده روی کرد. اما جالب اینجاست که با تقریب کمتر از ۱ دقیقه اتوبوس و قطار دقیق و به موقع به ایستگاه می رسد. قابل توجه بر و بچه های نرم افزاری که تقریبا کل شهر مجهز به سیستم های دقیق کنترل حمل و نقل و سایت های بسیار سودمندی در این زمینه است. یکی از این سایت ها به آدرس http://www.131500.info با تعیین مبدا و مقصد به طور دقیق کلیه مسیرهای ممکن از طریق حمل و نقل عمومی را در اختیار بازدید کننده قرار می دهد. برای مثال آدرس زیر را امتحان کنید:

http://www.131500.info/realtime/fullEnquiry.asp?PageMode=&Vehicle=Bus%2CTrain%2CFerry&WalkSpeed=NORMAL&Priority=&IsAfter=A&Date=16%2F4%2F2009&MaxChanges=-1&FromLocType=a&ToLocType=a&ViaLocType=&NotViaLocType=&Wheelchair=&Time=06%3A25PM&FromLoc=Isabel+St%2C+Ryde%7E%7EIsabel+St%3BRyde%3B%5B324910%3A6257357%5D%7E%7EPOINT&ToLoc=54+Hunter+St%2C+Hornsby%7E%7E54+Hunter+St%3BHornsby%3B%5B324032%3A6269378%5D%7E%7EPOINT&x=49&y=9

جالب است بدانید که یکی از وسیله های حمل و نقل در این شهر قایق های تندروئی است که شما را از یک محله دارای اسکله به محله دیگری که آن هم دارای اسلکه است می رساند. هم فال و هم تماشا! در ابتدا تصور می شود که این قایق ها صرفا برای تفریح به جابجایی مسافر می پردازند اما اگر ساعت ۷ صبح به یکی از این اسکله ها رجوع کنید مشاهده می کنید که مردم با کت شلوار و کراوات سوار این قایق ها شده و به محل کار خود می روند!

در این مدت کوتاه تنها فرصت شد از چند محل محدود فوتوقراف(!) تهیه نمایم که می توانید چند تا از آنها را در زیر ببینید:

محله ای که موقتا در آن ساکن هستیم:

محله ای که موقتا در آن ساکن هستیم

 

عکس از روی قایق تندرو در غروب:

روی قایق تندرو

تا بعد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 13:15  توسط علی نوبر  | 

اینجا سیدنی!

بالاخره بعد از حدود ۱۹ساعت پرواز به سیدنی رسیدیم. در این موقع سال  سیدنی ۵ ساعت و ۳۰ دقیقه با تهران اختلاف ساعت دارد و اول پاییز است. شهری بسیار بزرگ (چندین برابر تهران!) اما ساکت و تمیز. با دیدن بسیاری از محله ها یاد شهرهای ساحلی مازندران خودمان می افتم. شاید رطوبت اینجا هم در این حس و حال موثر است. از فردا باید دنبال کارهای استقرار باشم. در حال حاضر دارم از خستگی از هوش می روم.

شب ما و عصر شما به خیر!

+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 17:39  توسط علی نوبر  | 

مهاجرت نامه

این روزها به شدت مشغول جمع و جور کردن کارهای پیش از مهاجرت هستم. اصلا تصور نمی کردم که کارها تا این حد فشرده باشد. از بستن وسایل گرفته تا تحویل پروژه های ناتمام و کارهای اداری و هزار و یک جور کار دیگر!

تا ۴ روز دیگر نیمکره عوض می کنیم و از جنوب کره خاکی پیام ها را مخابره خواهم کرد(!) 

تا بعد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 16:41  توسط علی نوبر  | 

سال نو مبارک

امیدوارم که سال جدید برای همه به ویژه اهالی نرم افزار سالی رو به رشد و تعالی باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 21:20  توسط علی نوبر  |